چهار فصل می گذرد چهار روز چهار شب ومن هنوز منتظرم چهار ماه از آن زمان می گذ رد چهار قرن است که من مجنونم ازآ ن زمان بهارها می گذرد ومن هنوز منتظرم دو چشم خیس من بدون تو تمام لحظه های تلخ را می دید درخت زند گی بی تو نه میوهای داد ونه برگی سالها گذشت ولی عروس قلب من هنوز سفید پوش مانده است چه لحظه هایی بود بی تو وسالهایی بود بی تو و سالهایی که گذشت ومن هنوز منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم من منتظرم