هر جا که ندارم من با خودم می گم که امروز که میایی واما وقتی که غروب میشه دلم می دونه نمی یای هر غرب جمعه من با یک سبد یاس پرپر می شینم تا که تو بیای از سفر تا که تو بیای از سفر تا که تو بیای از سفر
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم فروردین 1386ساعت 7:5 بعد از ظهر توسط دانیال |